تبليغاتX
الهه آب

الهه آب

پرنده مردنی است پرواز را به خاطر بسپار

این عشق من نیست که خود را معنا می کنم

بلکه این واژه ها و تک تک کلمات تکه تکه شده قلب من است که خود را معنا می کند

و نامم را زنده نگه می دارد و بر یک سر لوحه بزرگ حد می کند نیلا سامانی

این کلمات من نیست که خود را با عشق هم خانه می کند

 بلکه این تمامی عشق من است که خود را زنده می دارد

و معنای زند بودن را به من می آموزد

آه خسته ام آری خسته ام خسته تر از آن که بتوانم بر زبان آورم

و خسته تر از آن که به تو نیز بتوانم باز گو کنم

اما با کوله باری از غم می روم  آری می رم

اما قلبم را در کنار قلب سنگیت نگاه می دارم

تا شاید این قلب من باشد که قلب سنگی تو را برای نخستین بار عاشق کند

 اما افسوس که آنگاه من در کنارت نیستم  افسوس

که من نیستم تا تکیه گاهی برای آن قلب سنگیت باشم

آه افسوس که دیگر من در حوالی تو نیستم

در حوالی غربت و واصل گشتن هستم افسوس...


 

امروز مژده ای دارم

دقیقا یک سال پیش من با همه عشقم این وبلاگ رو تاسیس کردم

اما اون روز هدف خواسی برای تاسیس اون نداشتم

اما حالا با هدف و با تمام عشقم اون رو اداره می کنم

من دختری هستم که شاید پیش همه شاد باشم اما شاید هزاران غم بر سینه نهاده باشم

دل تنگی هام رو در تک تک کلمات توی وبلاگم و شعرام پنهان می کنم

از ترحم بیزارم و عاشق یک رنگی و صداقتم

اما خوب گاه از سر بی تجربگی کارایی می کنم که نباید کنم

اما عاشق زندگی با تمام صفات زندگی هستم و عاشق انسان با تمام صفات انسانیتش

امروز جشن تولد درد های بی درمان وبلاگم را با شما تقسیم می کنم

و امید وارم هرگز شادی از لبانتان نرود


 

نامم را بر سر لوحه بزرگ زندگی حد کن

آری حد کن

تا بتوانم به قصه همیشه رویاییم حتی برای لحظاتی در خواب برسم

می دانم خسته ای آری می دانم اما چه کنم که تو تنها همدم من وتنها تکیه گاه و پشتوانه

من در لحظات بی پناهیم هستی

 باقی بمان تا ابد و تکیه گاه همیشگی ام حتی در کنار سنگ گورم باش

پس اولین سالگرد تولد جاودانت را با تمام وجودم جشن خواهم گرفت

تولد جاودانه ات مبارک قصه وصال من

¤٫٬*نیلای نیلگون *٬٫¤

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386ساعت14:5توسط نيلا | |