|
دل شکسته یا ...دل شکانده دل شکسته بودم .و تنها همدم خویش را پروردگار عالم دیدم نزدش رفتم از دل شکسته ام گفتم درب محبتی که بسته شده بود خانواده ای که از عشق لبریز بود و... و این که امروز هیچ از آن ها را ندارم چاره ای خواستم دلیلی خواستار شدم اما خداوند نیز مرا از خود راند ناراحت بازگشتم در فکر چاره ای بودم اما چه شد ... ... هیچ دوباره به درب مملو از محبت خداوند رفتم دوباره پرسش کردم و این بار نیز بی پاسخ بر گشتم دوباره فکر چاره کردم دوباره خواهان محبت شدم و این بار به درب خداوند رفتم این بار خداوند من را با پاسخی گران برگرداند می دانی چه بود در پاسخش من را به دلم رجوع داد و در آن جا هیچ محبتی مبود و هیچ خانواده پر عشقی مبودو .... و من نبودم که دل شکسته بودم عالم بود که من بر آن چیره بسته بودم و باطل و کفر را به آن چیره می کردم و خود نمی دانستم و این جا پروردگار من را به نظافت دلم دعوت کرد و به من آموخت که هر گاه دلت شکست ببین آیا دل شکسته ای از خویش داری اگر داری آگاه باش این وجدانت است که دل شکسته دلشکسته دیگری است
امروز بی همسفر به درب مملو از مهر و محبت پروردگارم رفتم از او پرسش کردم !!!! پرسشی با جوابی مملو از محبت پرسش چنین بود: پروردگارا من صداقت را پیشه کردم اما ایمانی به صداقتم کسی ندارد. چرا؟؟؟؟ پروردگارم سکوت را پیشه کرد سوالی دیگر کردم: پروردگارا در مقابل راستی و آسماني بودنم به من خنديدند و من را به آمرزشت دعوت كردند . چرا؟؟؟ اين بار پروردگارم من را به سكوت دعوت كرد و آن گاه من را به قلبم دعوت کرد وارد شدم و آنجا : از من خواست گذشت گذشت خدايي بودن را بیابم اما چیزی در مورد خواسته پروردگار نیافتم این جا بود که آدمی می فهمید صداقت بدون گذشت معنا ندارد و صداقت همیشه به گذشت تکیه کرده و گذشت همچون مادری دلبند فرزندش را از دروغ و نيرنگ در امان مي گذارد ************** دوستان عزیزم همیشه صداقت داشته باشید اما هر گاه صداقت تون رو می خواستید اثبات کنید از قبل گذشت رو در ته ته ته اعماق دلتون داشته باشید واسه روز مبادا چیزی که دوستتون ( خودم رو می گم) هیچ وقت نداشت گذشت خدايي بودن و با این که صداقت را تا توانم عرضه کردم دروغ دیده شد . و حتي قسم هاي آسمانيم هم به فريادم نرسيد.
خانه خدا: امروز به خانه خدا رفتم و همسفری را با خود بردم آن هم سفر با خود کتابی کوچک داشت در کتابش نوشته هایی در مورد قرص در ترک شیشه و ترک تریاک و ..... و آن گاه در فکر بودم به خانه مملو از محبت و صداقت خدوند متعال رسیدم درب به روی همسفرم بازشد اما درب بر من گشوده مشود و به من وحی شد که من این بار ی بزرگ مرتکب شدم و در کول خود انبار کرده ام آن گاه بود که از خداوند خواستم که ای کاش قرصی هم در مورد ترک گناه می آفرید نوشته: نیلا رو به عشقی
|
About![]()
به سراغم اگر می آیی نرم Archivesآبان 1388مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 Specific
فتو نایت
آپلود عکس
گالری عکس
کد موسیقی لایت
قالب های نایت اسکین
Categories
شخص دوست داشتنی من |