تبليغاتX
الهه آب

الهه آب

پرنده مردنی است پرواز را به خاطر بسپار

اگر بار گران بودیم ورفتیم

اگر نا مهربان بودیم ورفتیم

سلام دوستای عزیز فکر کنم متوجه حرفم شدید من می رم مسافرت واگه خدا بخواد

 از اونجا دباره به شما ها سر میزنم ولی احتمال این که بتونم مطلب بنویسم کمه

عذر من رو بپذیرید

عید پیشاپیش مبارک من منتظر همه شما ها هستم

عید خوش بگزه

 

نیلا

+نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385ساعت14:38توسط نيلا | |

عشق وخدا واژه هایی هم خانواده هستند

****************************************

نمی توانم از چیزی جز عشق سخن بگویم.عشق ودیگر هیچ....

*****************************************

مرگ شبیه استادان دانشگاه است...کسی که می داند

زندگی شبیه کودکان است...کسی که دوست می دارد

وکودکان جز دوست داشتن بازی دیگری را بلد نیستند

****************************************

آدم ها آرام و سبک بال روی برف های زندگی گام بر می دارند وبه لحظه مرگ خویش

می رسند .آن ها خود سپید می شوند همچون برف وسبک می بارند بر بام ابدیت

****************************************

می میریم وهیچ کس نظاره گر مرگ ما نخواهد بود

همان طور که در کودکی روی برف های جا ودانه سر می خوریم وهیچ کس نظاره گر

بازی کودکانه ی ما نبود

****************************************

تنها هم نشین عشق آزادیست ای آزاده دل

 

 

 

+نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385ساعت16:32توسط نيلا | |

دریا

آرام بود ولی مغرور...خموش اماپر غوغا...دریا آبی بود رنگ دل من...می آمد می زد بر

 دل ساحل...پر تمنا باز می گشت باز...بر دل ساحل صدای امواج می خوانند ترانه ای

 در دل شب...اشک های پاک دریامی شست سیاهی را...می زند بر دل ساحل

      بی باک ..پر تمناو لبریز از راز های نگفته

تقدیم به تو که دلت مثل من آبی ودریایی

+نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385ساعت15:49توسط نيلا | |

دوسش دارم

ولی حیف که تو این روز قشنگ کنارم نیست

دلم می خواست یک هفته براش جشن بگیرم تا همه بفهمن چه قدر می خوا مش 

می دونی اگه خوش حال باشه خندش می شم

نا راحت باشه گریش می شم

دنیای من اونه حا ضرم همه زندگیمو بدم ولی لیلی من همیشه خوش حال باشه

آخه خیلی دوسش دارم

برات آرزوی بهترین ها رو دارم خوبه من........به امید روزای با هم بودن

تقدیم به تنها کسی که دوسش دارم 

و تقدیم به همه عاشقا ی دنیا

+نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385ساعت15:39توسط نيلا | |

سلام ....سلام گرمی به همه دوستای عزیزم  من شرمنده همه شما ها هستم

ممنون با نظر های زیبا تون ولی از من دل خور نشید که جواب بعضی از دوستان رو

نمی دم چون واقعا سرم شلوغه شده  ولی چیز های جدیدی براتون می زارم (همراه

با عکس)قابل توجه آقا حسین که از من در خواست عکس در وبلاگ کرده بود ولی

بسیار خوش حالم چون هنوز یک هفته از تاسیس وبلاگ نگزشته ولی خیلی استقبال

 شده.راستی من یک سوال از شما ها دارم اون هم به توسعه مادرم بنظر شما ها

من چند سالمه؟؟؟؟!!!!!!............منتظره جوابتون هستم.

+نوشته شده در جمعه بیست و پنجم اسفند 1385ساعت21:15توسط نيلا | |

از کسی که دوستش داری ساده دست نکش شاید هیچ کس ومثل اون دوست

 نداشته باشی.!!!!!!.............از یکی که دوست داره نفاوت نگز چون ممکنه هیچ

 کس تو رو مثل اون دوست نداشته باشه!!!!........................

+نوشته شده در جمعه بیست و پنجم اسفند 1385ساعت20:51توسط نيلا | |

 

همه آدم ها با هم برابر اند ....اما پو لدار ها محترم ترند.همه آدم ها با هم برابر

 اند ...امادختر ها پر طرفتار تر اند.همه آدم ها با هم برابر اند ...امابچه ها واجب تر اند

  همه آدم ها با هم برابر اند ...اماسیاه ها بد بخت تر اند وسفید ها برترند                

تبعیضی در کار نیست .در کل آدم ها با هم برابر اند

+نوشته شده در جمعه بیست و پنجم اسفند 1385ساعت20:10توسط نيلا | |

شادی زیبا ست...اماغم زیبا تر.

رهایی زیباست...امازندانی خوش تر.

زندگی زیباست...امامرگ بهتر است.

من زیبا هستم...اماتو زیبا تر.

نیلا

+نوشته شده در جمعه بیست و پنجم اسفند 1385ساعت20:9توسط نيلا | |

هر گاه دفتر محبت را ورق زدی وهر گاه زیر پایت خش خش برگ ها را احساس کردی

 هر گاه در میان ستارگان آسمان تک ستاره ای خامو ش دیدی برای یک بار در گوشه

 ای از ذهن خود نه به زبان بلکه از ته قلب  خود بگو

یادت بخیر

تقدیم به تمامی عاشقان دل شکسته

+نوشته شده در جمعه بیست و پنجم اسفند 1385ساعت18:55توسط نيلا | |

سلام دوستای عزیز خوبید ...خوشید... سلامتید ...

خوب همین طور که می بینید من این وبلاگ رو تازه تاسیس کردم ولی جا داره از

دوسته خوبم مهدیس جان تشکر کنم که در ساخت این وبلاگ من رو یاری کرد.خوب

نوبتیم که باشه نوبت منه که چند سطری براتون بنویسم.

آمدم ...باز هم آمدم ...در گردون این دایره...باز هم آمدم...آمدم تا چرخ را چرخان

 کنم...رنج را همسایه حرمان کنم...آمدم ...باز هم آمدم...تا غم را غم خوار مردم

کنم...تا عشق را دگر بار ادشاه این میدان کنم.

 

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1385ساعت8:50توسط نيلا | |