|
دروغ نگفتی،ولی راستم نگفتی!بهم گفتی برو خوشبخت شو،یادت؟اما انگار بعضی کلمات با آدم بیگانس.ناراحتی نیست چون اینجایی که هستم آخرش نیس!اگه خیانت برای خیلیا عادت،من باش بیگانم.پ ن:امتحان کردم،اما دیگه امتحان نمی کنم،آخه دلم کاروانسرا که نیست!حرف آخربرای تو؛بهترین ها برای تو هر جا که هستی،هر جا که باشی.الهه آبکی
این تابستون با تمام گرمای وحشت بارش برام سرده!
سرد تر از سرمای بین من و آسمون...!!!
پنج وارونه چه معنا دارد ؟!
امروز ساعت ۱۰ یا ۱۰:۳۰بود که دیدمت. ساعتش مهم نیست.اما... خوب دیدمت.تو هم دیدیم.خوش بحالت که من رو دیدی!!! " ثبت موقت تا..."
بسته بودم اما تصمیم گرفتم بازش کنم تو رو صنن؟؟؟؟
نمیگم. آخه خیلی چیزا بهتره که ناگفته بمونه. دیگه نپرس.نمیگم.
يك هفته اي ميشه كه دارم فكر ميكنم فرششون دست بافت بود يا ماشيني...
مبتذل
قوی باش خر نشو قوی باش خم نشو
می روم خسته و افسرده و زار سوی منزلگه ویرانه خویش بخدا می برم از شهر شما دلشوریده و دیوانه ی خویش می برم، تا که در آن نقطه ی دور شستشویش دهم از از رنگ گناه شستشویش دهم از لکه ی عشق زین همه خواهش بی جا و تباه می برم تا ز تو دورش سازم تا از این پس نکند یاد وصال ناله می لرزد، می رقصد اشک آه، بگذار که بگریزم من از تو، ای چشمه ی جوشان گناه شاید آن به که بپرهیزم من بخدا غنچه ی شادی بودم دست عشق آمد و ازشاخم چید شعله ی آه شدم، صد افسوس که لبم بازبرآن لب نرسید عاقبت بند سفر پایم بست می روم خنده به لب، خونین دل می روم، از دل من دست بردار ای امید عبث بی حاصل ********************** فکر می کنم وقت این هست که تنهات بزارم تنهایی رو دوست دارم و الانم خودم می خوام نمی زارم خونمون تنها و سوت و کور بمونه اما .... ـــــــــــــــــــــــــــــــــ متاسفانه این قانون طبیعت هست هر سلامی خداحافظی داره و هر آغازی پایان سلام و آغاز نوشتن من توی این وبلاگم خدا حافظ و پایانی داره دیگه نمی تونم باشم اما یکی از دوستانم هر از چندگاهی شاید برگ سبزی اینجا جا بزاره اما می دونم هر رفتنی یه برگشت داره مثل روز رستاخیز شاید یه روز خودم توی این وبلاگ نوشتم اما نمی دونم کی شاید یه روز که فکر کنم همه چیز واقعا رنگ و بوش عوض شده اما می دونم اون روز خیلی از اینجا دور هست! فقط می دونم خیلی بهت انس داشتم...!!! حیف!!! خدانگهدار
دارم به این فکر می کنم اگه من نبود اگه مبتذل نبود چی می شد؟ کی نقش من رو بازی می کرد ؟ دارم به شمارش ثانیه ها فکر می کنم به تظاهر کردن، به دور بودن، به فاصله ها، به گریه های بی صدای مردم...! دارم به بی گناهی شب ها فکر می کنم که توی روشنایی روز هیچ جلوه یی ندارن غافل از این که تاریکی شب های من زیباییش رو توی حجاب تنهایی و تاریکی پنهان کرده. دارم به تنهایی فکر می کنم که توی حصار تبسم به فراموشی سپرده شد. دارم که ترس لرزش صدام فکر می کنم. ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ اون شب وقتی همه از آیندم حرف می زدن و تصمیم می گرفتن، نفس عمیقی می کشیدم و بعد چند ثانیه من و افکارم توی دود قلیون گم می شدیم انگار که نبودم.من محو می شدم، غافل از این که برای روشناییم تلاش می کردن تصمیم می گرفتن و من توی دود قلیون تایید می کردم. هیچ وقت افسوس این لحظه رو نمی خورم چون برای اولین بار از این تنهایی، به نبودن تو، به نبود وجود ما خوش حالم .چون عادت کردم به این لحظه ها. هیچ وقت فکر نمی کردم این قدر تلخ باشه ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ فرهاد جعفری توی کتاب کافه پیانو می گفت خوش حالم اسمت رو گل گیسو گذاشتم چون تو اولین نفری هستی که اسمت گل گیسو هست می گن هر کس هر اسمی روش باشه سرنوشتش مثل کسی هست که اولین بار اسمش اسم تو بود گل گیسو تو اولین نفری هستی که اسمت گل گیسو هست. سرنوشتت رو درست بساز تا همه خوش حال باشن که اسمی مثل تو داشته باشن. پ ن: می دونم که اولین نفری نیستم که .... هستم اما دارم به این فکر می کنم اولین نفری که اسمش اسمم بوده چه سرنوشتی داشته؟ خرافاتی نیستم اما دوست دارم به اینا فکر کنم .
|
About![]()
Archivesآبان 1390مرداد 1390 خرداد 1390 اسفند 1389 آبان 1389 مهر 1389 شهریور 1389 مرداد 1389 تیر 1389 خرداد 1389 اردیبهشت 1389 فروردین 1389 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 Links
Specific
فتو نایت
آپلود عکس
گالری عکس
کد موسیقی لایت
قالب های نایت اسکین
|