تبليغاتX
الهه آب

الهه آب

پرنده مردنی است پرواز را به خاطر بسپار

دروغ نگفتی،ولی راستم نگفتی!بهم گفتی برو خوشبخت شو،یادت؟اما انگار بعضی کلمات با آدم بیگانس.ناراحتی نیست چون اینجایی که هستم آخرش نیس!اگه خیانت برای خیلیا عادت،من باش بیگانم.پ ن:امتحان کردم،اما دیگه امتحان نمی کنم،آخه دلم کاروانسرا که نیست!حرف آخربرای تو؛بهترین ها برای تو هر جا که هستی،هر جا که باشی.الهه آبکی

+نوشته شده در جمعه بیست و هفتم آبان 1390ساعت18:37توسط | |

این تابستون با تمام گرمای وحشت بارش برام سرده! سرد تر از سرمای بین من و آسمون...!!!

+نوشته شده در پنجشنبه ششم مرداد 1390ساعت12:39توسط | |

 

 

پنج وارونه چه معنا دارد ؟!
خواهر کوچکم از من پرسيد
من به او خنديدم
کمي آزرده و حيرت زده گفت
روي ديوار و درختان ديدم
باز هم خنديدم
گفت ديروز خودم ديدم پسر همسايه
پنج وارونه به مينو ميداد
آنقَدَر خنده برم داشت که طفلک ترسيد
بغلش کردم و بوسيدم و با خود گفتم
بعدها وقتي غم
سقف کوتاه دلت را خم کرد
بي گمان مي فهمي
- پنج وارونه چه معنا دارد...!!!

 

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم خرداد 1390ساعت21:15توسط | |

 

امروز ساعت ۱۰ یا ۱۰:۳۰بود که دیدمت.

ساعتش مهم نیست.اما...

خوب دیدمت.تو هم دیدیم.خوش بحالت که من رو دیدی!!!

 

" ثبت موقت تا..."

+نوشته شده در پنجشنبه پنجم اسفند 1389ساعت23:9توسط |

 

بسته بودم اما تصمیم گرفتم بازش کنم

تو رو صنن؟؟؟؟

 

+نوشته شده در یکشنبه نهم آبان 1389ساعت23:49توسط |

 

نمیگم.

آخه خیلی چیزا بهتره که ناگفته بمونه.

دیگه نپرس.نمیگم.

+نوشته شده در یکشنبه هجدهم مهر 1389ساعت14:50توسط |

يك هفته اي ميشه كه دارم فكر ميكنم فرششون دست بافت بود يا ماشيني...

+نوشته شده در جمعه نهم مهر 1389ساعت17:42توسط |

مبتذل

قوی باش خر نشو

قوی باش خم نشو

+نوشته شده در جمعه پنجم شهریور 1389ساعت23:35توسط |

 

می روم خسته و افسرده و زار

سوی منزلگه ویرانه خویش

بخدا می برم از شهر شما

دلشوریده و دیوانه ی خویش

می برم، تا که در آن نقطه ی دور

شستشویش دهم از از رنگ گناه

شستشویش دهم از لکه ی عشق

زین همه خواهش بی جا و تباه

می برم تا ز تو دورش سازم

تا از این پس نکند یاد وصال

ناله می لرزد، می رقصد اشک

آه، بگذار که بگریزم من

از تو، ای چشمه ی جوشان گناه

شاید آن به که بپرهیزم من

بخدا غنچه ی شادی بودم

دست عشق آمد و ازشاخم چید

شعله ی آه شدم، صد افسوس

که لبم بازبرآن لب نرسید

عاقبت بند سفر پایم بست

می روم خنده به لب، خونین دل

می روم، از دل من دست بردار

ای امید عبث بی حاصل

**********************

فکر می کنم وقت این هست که تنهات بزارم

تنهایی رو دوست دارم و الانم خودم می خوام

نمی زارم خونمون تنها و سوت و کور بمونه

اما ....

ـــــــــــــــــــــــــــــــــ

متاسفانه این قانون طبیعت هست هر سلامی خداحافظی داره و هر آغازی پایان

سلام و آغاز نوشتن من توی این وبلاگم خدا حافظ و پایانی داره

دیگه نمی تونم باشم

اما یکی از دوستانم هر از چندگاهی شاید برگ سبزی اینجا جا بزاره

اما می دونم هر رفتنی یه برگشت داره

مثل روز رستاخیز

شاید یه روز خودم توی این وبلاگ نوشتم

اما نمی دونم کی شاید یه روز که فکر کنم همه چیز واقعا رنگ و بوش عوض شده

اما می دونم اون روز خیلی از اینجا دور هست!

فقط می دونم خیلی بهت انس داشتم...!!! حیف!!!

خدانگهدار

 

 

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم مرداد 1389ساعت15:2توسط |

 

دارم به این فکر می کنم اگه من نبود اگه مبتذل نبود چی می شد؟

کی نقش من رو بازی می کرد ؟

دارم به شمارش ثانیه ها فکر می کنم

به تظاهر کردن، به دور بودن، به فاصله ها، به گریه های بی صدای مردم...!

دارم به بی گناهی شب ها فکر می کنم که توی روشنایی روز هیچ جلوه یی ندارن

غافل از این که تاریکی شب های من زیباییش رو توی حجاب تنهایی و تاریکی پنهان کرده.

دارم به تنهایی فکر می کنم که توی حصار تبسم به فراموشی سپرده شد.

دارم که ترس لرزش صدام فکر می کنم.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

اون شب وقتی همه از آیندم حرف می زدن و تصمیم می گرفتن، نفس عمیقی می کشیدم و بعد

چند ثانیه من و افکارم توی دود قلیون گم می شدیم

انگار که نبودم.من محو می شدم، غافل از این که برای روشناییم تلاش می کردن

تصمیم می گرفتن و من توی دود قلیون تایید می کردم.

هیچ وقت افسوس این لحظه رو نمی خورم

چون برای اولین بار از این تنهایی، به نبودن تو، به نبود وجود ما

خوش حالم .چون عادت کردم به این لحظه ها.

هیچ وقت فکر نمی کردم این قدر تلخ باشه 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

فرهاد جعفری توی کتاب کافه پیانو می گفت خوش حالم اسمت رو گل گیسو گذاشتم

چون تو اولین نفری هستی که اسمت گل گیسو هست

می گن هر کس هر اسمی روش باشه سرنوشتش مثل کسی هست که اولین بار اسمش اسم تو بود

گل گیسو تو اولین نفری هستی که اسمت گل گیسو هست. 

سرنوشتت رو درست بساز تا همه خوش حال باشن که اسمی مثل تو داشته باشن.

 

پ ن: می دونم که اولین نفری نیستم که .... هستم

اما دارم به این فکر می کنم اولین نفری که اسمش اسمم بوده چه سرنوشتی داشته؟

خرافاتی نیستم اما دوست دارم به اینا فکر کنم .

 

 

 

+نوشته شده در شنبه بیست و سوم مرداد 1389ساعت20:23توسط |